تبليغاتX
کلبه شقایق

کلبه شقایق

زمستان

 

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

سرها در گریبان است

کسی سر بر نیاردکرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

نگه جز پیش پا را دید نتواند

که ره تاریک و لغزان است

و گر دست محبت سوی کس یازی

به اکراه آورد دست از بغل بیرون

که سرما سخت سوزان است

نفس کز گرمگاه سینه می آید برون ابری شود تاریک

چو دیوار ایستد در پیش چشمانت

نفس کاین است پس دیگر چه داری چشم

زچشم دوستان دور یا نزدیک

 

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

هوادلگیر  درها بسته  سرها در گریبان  دستها پنهان

نفس ها ابر دلها خسته و غمگین

درختان اسکلتهای بلور آجین

زمین دلمرده سقف آسمان کوتاه

غبار آلوده مهر و ماه

زمستان آست

اخوان ثالث

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 18:38  توسط نسترن  | 

کلاغ

 

روی درخت گردوی گس آن کلاغ پیر

صدسال لانه کرد و هزاران هزار بار

گردو از آن درخت بدزدیدو خاک کرد

هربار روی خاک

منقار خویش را  زکثافات پاک کرد

یکبار هم ندید

آن بلبل جوان غزلخوان باغ را

یا دید و حس نکرد

آن روح عاشقانه ی دور از کلاغ را

                                               ژاله اصفهـــانی

 

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1384ساعت 0:23  توسط نسترن  |